www.tm-poem.blogfa.com

خرید بک لینک
خانه بايد صفا داشته باشد.مثل دوست. دوست كه وقتي كنارش هستي يك دفعه سر يك چيز كوچك با هم بخنديد. خنده بايد صدا داشته باشد مثل در. وقتي كه گوش به زنگ مهمان هستي.مهمان بايد عزيز باشد مثل مادر. وقتي كه خرس گنده هم شدي مي آيد شب رويت پتو مي اندازد. پتو بايد گرما داشته باشد. آفرين مثل آغوش. آغوش گرم يار. كه دورت بپيچد و خوابت ببرد و خواب هم كه حتما بايد رويا داشته باشد. مثل كتاب قصه هاي قديم. كه تند تند مي خواندي تا آخرش به خوبي و خوشي به سر مي رسيد. كتاب بايد مخاطب داشته باشد. نه مثل من كه مخاطبش بخش يادداشت هاي گوشي اش است كه اگر دفتر صد برگ بود تا الان پر شده بود. نه www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:31

چند ثانیه دیرتر بیایی

چند کیلومتر دورتر رفته ام

چراغ های قرمز بودند که حکم می کردند

ما

در آینه ی عقب هم جا مانده ایم

www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: ورزش3,وام ازدواج,ویکی پدیا,ونوس,وزارة التعليم العالي,ویکی صدا,وعد,ورد,وزارة الداخلية,ويكيبيديا, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

می شود با کلاغی هم ذات پندار شد

یا اینکه

از خوشی بال در آوردنت را بفروشی

که ادای آدمها باشی

می شود آهو را مثل دختری چابک دواند

بوی خوش هر دو را به تو رساند

تو که آدمی متاسفانه

www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: آدمیرال,آدمی در عالم خاکی,آدمی خوارند اغلب مردمان,آدمیزاد فقط با آب,آدمیت,آدمین,آدمیزاده طرفه معجونی است,آدمیت مرده بود,آدمی میشناسم از دوزخ,آدمیرال کوزنتسوف, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

مترسکمترسک نمی تونه بخنده.نه اینکه لب نداشته باشه.نه اینکه دلیل خنده نداشته باشه.مترسک دل نداره بخنده.با اینکه روزهاش آفتابی بودن،کلاغ هاش مهمونای دائمی بودن،چایی های عصرانه اش به راه بودن ولی لب مترسک خنده نداشت. لب هاش دوخته شده بود به دماغش .کسی هم حواسش به این نبود که چرا وقتی عکس می گیرن، مترسک از اون لبخندهای ملیح مثل مال بره ی زنگوله دار نداره.یکی از کلاغ های ده که سنش به چند مترسک قبل تر برمی گرده جریان رو می دونه. همه چیز زیر سر یک غارغار غریبه بود. یه روز خیلی دور که نمی دونیم کِی، از آسمون ابری بعد از ظهر برگ های زرد و نارنجی می باریده. چند تا www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

غول چراغ جادو يك روز آمد بالاي سرم. داشتم به سقف خيره مي شدم كه پرسيد: نمي خواي به هيجان بياي؟ يكم فكر كردم، جواب دادم: از اين قوري ها نداري؟ هر جا گشتم، بدون در بود. غول چراغ جادو كه يكم بهش بر خورده بود، صداي دو رگه ش رو سه رگه كرد و جواب داد : قوري چيزي به ارزش هاي من اضافه نمي كنه خانم خيره:| . حالا سه تا آرزو كن ببينم چي تو كله ته؟ همين طور كه داشتم تند تند صداي تپش قلب مي دادم، با خونسردي نگاهش كردم و پرسيدم از اين آرزو ها هم حسابه كه هزار تا آرزو كنيم؟ غول نذاشت حرفم تموم شه و گفت كه قديمي شده و سعي كن اصالت داستان رو خراب نكني. سه تا. حالا بيا و اولويت قائل www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

ولي عشق مي كردي توي استكان كمر باريك چايي مي خوردي ها. پكر شدم. غول داشت لبخند پيروزمندانه مي زد. دستشو گذشت روي شونه م و پرسيد سرايدار چي شد؟ مي خواي بفرستي دنبالش؟ من به روي خودم نياوردم كه چي مي گه. ته چايي مو خوردم. اومدم بذارم برم. ديدم چراغ جادو داره دود مي كنه. راستي غول ها شيشه ي عمر ندارن؟ فكر كنم اين قسمت فكرم با صداي بلند بود. جا خورد. ببين خانم خيره، دو تا آرزو مونده، داري جر زني مي كني؟ چرا نمي ري سراغ آرزوهاي جديدت؟ مي خواي آرزوهاتو تك تك اسم ببرم؟ مي خواي بگم تراس يه خونه رو پسند كردي كه هميشه تصور مي كني نشستي و داري همه ي شهر رو نگاه مي كني؟ www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

از یک جای قصه بود که آهو دیگر نمی دوید.

جنگل از ترسش داشت ادای بقا در می آورد

برای شکارچی پشت حصار، بازی راز جنگل آوردیم
تاس انداختیم و شکارچی جفت شش آورد

تفنگش را زیر کدام درخت پنهان کرده بود؟

کاش این بازی هیچ وقت تمام نشود

www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: بازیگران پورنو,بازی پوکمون گو,بازی,بازی اندروید,بازی pokemon go,بازیگران زن ایرانی,بازی تاج و تخت,بازیگران,بازی پوکمن,بازی ps4, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:30

جاده اي هست در فصل بهار به چه قشنگي. از همان هايي كه دوست داري راننده ترمز كند و بپري روي سقف ماشين و تند تند عكسش را بگيري. آهنگي هم پخش مي شود كه بايد شيشه را بكشي پايين دست هايت را به حالت پرواز ببري بيرون. فقط يك چيزي هست كه نيست. من. فكر اين جاده در من هست كه هنوز نرفتمش. فصلش هم هست. پاي رفتنش هم. اما خودم كه بايد باشم، حالا نشسته يك گوشه و فكر مي كند. به اينكه وقتش كي مي رسد. بهار تو بيشتر بمان شايد بعد از شكوفه دادنم برسم

www.tm-poem.blogfa.com...

ما را در سایت www.tm-poem.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: جایی دری هست,جایی میان قلب هست,جايي ميان قلب است,جايي که وحشيها هستند,یه جایی هست در زندگی,جایی که خدا هست,بهشت چگونه جایی هست,جایی میان قلب هست که, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:29

صفحه بندی